و این درد بزرگ بود

 
 
نویسنده : بهزاد مرسلی - ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱۸
 

حقوق بشر هنجارهایی اخلاقی و قانونی برای حمایت همه ی انسان ها در همه جای دنیا در برابر سوءرفتارهای سیاسی، قانونی و اجتماعی هستند. حق آزادی دین، حق متهم برای برخورداری از محاکمه ی عادلانه و حق مشارکت سیاسی نمونه هایی از حقوق بشر هستند. این حقوق در سطح بین المللی، در اخلاقیات و قانون وجود دارند. مخاطب این حقوق دولت ها هستند، که موظف به پایبندی و ارتقای آنها می  باشند. مرجع مکتوب عمده ی این حقوق، اعلامیه ی جهانی حقوق بشر (سازمان ملل متحد،1948b) و اسناد و معاهده های پرشمار پیرو  آن است.

 


 
comment نظرات ()
 
 
آب پاشی روی مخاطب
نویسنده : بهزاد مرسلی - ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٦
 

سلام به عزیزان مخاطب

نامه ی سوم از سری نامه نگاری های اجتماعی

در انتظار تولید یک اثر هنری بودن برای مولف و ایجاد پیش درآمدی برای اثر از جمله ترفندهای افزایش حساسیت های بیمارگونه ی مخاطبان است که در بعضی از آفرینش ها همواره با قصد قبلی صورت می گیرد که بعضا با واکنش های حسی و تشدید شده ی مخاطب همراه است. البته در این میان تعریف یا انتقادی که می شود نشات گرفته از وضعیت دیگری است که پیچیدگی های خاص خود را دارد.


 
comment نظرات ()
 
 
نامه نگاری
نویسنده : بهزاد مرسلی - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٧
 

تیتر بعدی را شما انخاب کنید.

کسانی که حاضر به نامه نگاری هستند موضوع را عنوان

 کرده تا در همین صفحه اعمال شود.

 


 
comment نظرات ()
 
 
متن بندی
نویسنده : بهزاد مرسلی - ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۳٠
 

در ساز و کارهای بارگذاری متن های پژوهشی - ادبی همواره سعی بر این است که یک روند رو به رشد و جامعی در حال شکل گیری باشد.

خاستگاه این قبیل نوشتارها در ابتکارات هنری محدود به ایجاد یک فضای هرمونوتیکی با چهارچوب معنایی مولف گونه ای می شود که به یک نوشتار سفارشی شحصی منجر می شود. هر چه هست پیش می رود و می لولد. در قاب های مولف گونه ی انسان منزوی!


 
comment نظرات ()
 
 
در دمای مخاطب
نویسنده : بهزاد مرسلی - ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱٠
 

هر چه قدر که جلوتر می روی انگار نفهمی ات بیشتر می شود آخرش یک فحش کش دار نثار روح نویسنده می کنی و می روی کیهان را باز می کنی و به تیترهای درشتش خیره می شوی . البته از این حرکت شایسته و به جای خود غبطه می خوری... و احساس غرور تنها چیزی است که آن لحظه در تو ایجاد می شود و آن پسر بچه ای که در همان حوالی کنار تو مشغول ماشین بازی بوده این صحنه را یکی از به یاد ماندنی ترین صحنه های روشنفکری خاندان خود می داند. همان حس غرور که گفتم بعد ها در آن پسر بچه انتقال می یابد. همیشه از زندگی ات لذت نمی بری و آخر کار از چیزی حیرانی که نمی دانی چیست. و در همان روزهاست که دیگر فکر کردن را برای همیشه می گذاری کنار و  مثل هم کیشانت نفسی راحت می کشی .

می دانید ما هم روزی مخاطب بودیم بیایید زیاد سخت نگیریم.

می توان بدون هیچ نظری از اینجا رفت می بینی؟!


 
comment نظرات ()
 
 
مشروعیت
نویسنده : بهزاد مرسلی - ساعت ۳:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۸
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
comment نظرات ()